Showing posts with label فرهنگ و هنر. Show all posts
Showing posts with label فرهنگ و هنر. Show all posts

Friday, September 14, 2007

پست مدرنیسم، گذری و نظری - احسان یار شاطر

براي کساني که هنوز به نظمي و منطقي درکار دانش معتقدند و خرد را راهنمايِ درستِ انديشه آدمي مي شمارند هرج و مرجي که در چند دهه گذشته گاه در هنر و نقد ادبي و تاريخ نگاري و فلسفه و برخي رشته هاي دانش مانند مردم شناسي پيش آمده، و غالباً به عنوان انديشه پيشرو قلمداد مي شود، مايه شگفتي است. دراين موارد گويي حدّ و بند را از دست و پاي هنرمند و شاعر و فرضيه ساز و نظريه پرداز برداشته اند و نوعي «خان خاني» در عالم انديشه و هنر رواج گرفته و «مُد» روز شده. پريشيدگي غالباً زير عنوان «ساختار شکني» (deconstructionism) و يا عنوان مبهم و کِش دار «پست مدرنيسم» صورت مي گيرد. به نظر مي رسد که پايبندي به خرد و لوازمي و حدودي که خرد براي انديشه معين مي کند عده اي را خسته کرده است. مانند کودکي که آرزومند رهايي از دستورهاي الزام آور پدر است اينان نيز در پي آنند که مفّري بجويند و به اِبرازِ افکاري که به مدد عاطفه در ذهن آنان شکل مي پذيرد، بي تصرف خرد و هشدار عقل، راه بدهند و آنگاه اين عنان گسيختگي را با فرضيه هاي مشکوک توجيه کنند.امثال فوکو (Michel Foucault) ودريدا ((Jacques Derrida)، که اين پريشيدگي و گريز ازعقل را با نوشته هاي تکلف آميز و لفظ پردازي هاي خنک خود رواج داده اند، علمدار «پست مدرنيسم» بشمار مي آيند.
... تعريف «پست مدرنيسم» چندان آسان نيست، چون نظريه ايست التقاطي و بي ساختار، و برحسب رشته هاي دانش و هنر و افرادي که اين نام را بر نظريات خود مي گذارند تفاوت مي کند و به خصوص برحسب اين که از «مدرنيسم» چه اراده بکنيم متغير است
متن کامل

Sunday, July 15, 2007

سينما، عكاسي، گرافيك، خط و ... از هنرها نيستند، گفتگو با بهرام دبیری


ربط بين كاريكاتور و نقاشي چيست؟
هيچي. بحثي را تازگي ها با بعضي شروع كرده ام وجاي گفتگويي طولا‌ني دارد. گفته ام سينما، عكاسي، گرافيك، خط و ... از هنرها نيستند. هنر ها همان شش تايي بود كه مي شناختيم. از آنجا كه عدد هفت عدد جذابي است، سينما را كردند هنر هفتم كه معجونيست از تمام آن هنرها و بوسيله كارگردان كنار هم چيده مي شود. بعد ها هم حرف هاي عجيبي از آن بيرون آمد. سينماي گيشه، سينماي روشنفكر...در حالي كه سينما هنريست توده اي وبه مردم تعلق دارد.هنرهايي كه تعيين كننده هاي تاريخي هستند وهويت هاي ملي و زيبايي شناسي انساني را سامان مي دهند چيزهاي ديگري هستند. معماري، شعر، نقاشي، تاتر. وگرنه تام كروز كه نشد كار! و الا آشپزي و ...
مليله‌دوزي...
آره، آن را هم هنر بدانيم.

در تلويزيون ما كه همه اينها هنر مي‌باشد.
دم اين كافه‌هاي ساز و ضربي نوشته شده با شركت هنرمندان راديو و تلويزيون
.....
كجاي زندگي بيشتر طنز است؟

به نظر من در ايران همه اش طنز بسيار تلخي است
..........
.... ولي درباره آيدين آغداشلو به اعتقاد من او نقاش نيست اصولا‌. گرافيست، بدلكار و ساخت و ساز كار درجه يكي است.سواد درجه يكي در تاريخ هنر دارد به خصوص تاريخ مينياتور وخط ايران و معلم درجه يكي است. نامي هم به معنايي سليقه من نيست اما كارهاي سفيد و بوم هاي برجسته اش به هر حال در غرفه هنر مدرن ايران در هفتاد سال گذشته و براي تجربه هاي ميني ماليستي در تاريخ نقاشي مدرن ايران جايي خواهد داشت
..........
اصولا‌ جايزه دادن به هنر و هنرمند كار خنده داري است. فكرش را بكن شاه شجاع، حافظ را صدا مي كرد كه جايزه دهد. جايزه به نظر من بي معني است. در واقع نوعي كار تبليغاتي است. خيلي از رفتارهايي كه مي شناسيم رفتارهاي سده اخير است. بعد فاجعه ديگري است به نام رسانه ها كه مي توانند كسي را معروف كنند يا كسي را ناديده بگيرند. البته كه عمرش كوتاه است و خوشبختانه تاريخي نيست ولي خب به مسايلي منجر مي شود.دوست شاعري مثل حافظ سي سال پس از مرگش مي آيد و شعرهايش را جمع آوري مي كند. اما در زمان ما، بچه ها سال اول دانشگاه هستند، مي آيند پيش من و مي گويند كه رفتيم گالري وقت گرفتيم و مي خواهيم نمايشگاه بگذاريم!
...........
خروسهاتان كجا رفته اند؟ نيستند.

خروس ها هنوز هم گاهي سراغم مي آيند وهستند. روزي داشتم كار مي كردم، با قاشق از داخل كاسه رنگ هايم رنگي برداشتم. تكه اي از آن روي زمين افتاد و ديدم كه عجب خروس زيباي خوشگلي است وفقط دو تا پا لا‌زم دارد و يك تاج قرمز.شروع كردم به كار كردن يك سري مرغ و خروس و اين جانورها به شدت محبوب و معروف شدند و سر و صدا راه انداختند و مانند گله اي در شهر شروع به راه رفتن كردند و داخل خانه هاي مردم شدند.هنوز آنها را گاهي كار مي كنم
..............
انتظاريست در جامعه اي كه خيلي ارتباطي با نقاشي ندارد.وقتي يك تابلو مي بينيم تا به يك مفهوم ادبي تبديل اش نكنيم مي گويد آن را نمي فهمم. به اين معنايي كه گفتي كاملا‌ درست است و اين دو هنر هاي كاملا‌ مستقلي هستند كه دليلي ندارد ما از نقاشي انتظار يك بيان ادبي يا شعر داشته باشيم. اما بحثي هم كه در ابتدا كردم مربوط به يك پيوند كهن تاريخي است كه اجتناب ناپذير است و هيشه بوده است. اين دو دائما جابجا شده اند
..............
.... من تصويرگري را مي شناسم كه در كوه زندگي مي كند و حتي خانه اي ندارد

يك نقاش شيرازي همين‌طوري به اسم "كاكو" هم بود. هم دوره سهراب سپهري بود و به مراتب از سپهری نقاش تر بود. اما سپهري كه به نظر خيلي متواضع و گوشه گير و عارف مي آمد در همان زماني هم كه زنده بود، بيزينس اش را خوب بلد بود
.............
بامزه ترين شغل دنيا ؟

حسابداري و البته كسي كه صبح به صبح كارت مي زند، حقوق دارد، بيمه دارد و كارش اين است كه مجله هاي فرنگي را تماشا كند و جاهايي كه به نظرش خوب نيست را سياه كند
.......
گزیده ای از متن مصاحبه مهناز عادلی با بهرام دبیری منتشر شده در روزنامه اعتماد ملی مورخ 23 تیر 86 با عنوان تام کروز که نشد کار

Friday, June 22, 2007

کیارستمی ، ساتراپی

پاريس - دكتر رضا بهشتي‌معز:

ياد چند سال پيش افتادم كه با بردن جايزه نخل طلاي طعم گيلاس، يكي از انجمن‌هاي فرهنگي ايراني در پاريس نشستي برگزار كرد. حاضرين دو قسمت شده بودند، يك دسته آنها كه به‌شدت به آقاي كيارستمي مي‌تاختند و دسته ديگر كه او را افتخار ملي مي‌دانستند.
در ميان مخالفين ايشان يكي دو تن از دست‌اندركاران ايراني راديوي فرانسه هم بودند كه با شهامت معتقدند بودند كيارستمي با تمسخر ملت ايران و تحقير فرهنگ و شرايط زيستي آنان در چشم خارجي‌ها به جايزه‌اي دست يافته است و اين بدترين كار ممكن در عالم فرهنگ و هنر است.
در میان موافقان قسمت بدتر استدلال همين بود كه حالا كه او در اوج شهرت است و ايران و ايراني هم امروز مشكل اعتبار بين‌المللي دارد پس چرا ما او را تصرف نكنيم و شهرت او را از خود ندانيم؟!
به اجمال هم يادم مي‌آيد كه همان زمان يكي از مسئولين عالي فرهنگ فرانسه گفته بود كه فيلم‌هاي كيارستمي را بايد در مدارس ما نشان داد تا بچه‌هاي فرانسه وضع آموزش و زندگي بچه‌هاي ايران را ببينند و قدر شرايط خود را بدانند!

حالا همان داستان دوباره تكرار شده است و باز فيلمي از يك ايراني و در برابر فرهنگ و سنت‌هاي همان سرزمين به جايزه كن دست مي‌يابد. اگر رسانه‌ها و دست‌اندركاران داخلي مخالفت كنند كه چه بهتر، اعتبار كار دوصد چندان مي‌شود!
من فيلم خانم مرجان ساتراپي را نديده‌ام ولي بنا به روايت رسانه‌ها همان نقاشي‌هاي ايشان است كه به فيلمي سياه و سفيد بدل شده است.من اما پيش از اين نقاشي‌هاي ايشان و داستان مربوط به آن را در روزنامه ليبراسيون فرانسه مي‌ديدم و بر اين بلاهت از هر دو سو اسف مي‌خوردم...

متن کامل با عنوان پوپولیسم هنری
....................................
تئوری توطئه در باره روابط پشت پرده و زدو بندهای سياسی مسئولان سينمايی ايران با مسئولان فستيوال کن را نيز نبايد از ياد برد. تئوری ای که مدعی است فيلم‌های ايرانی(خصوصا آثار عباس کيارستمی) که در کن تحسين شده فاقد ارزش‌های هنری و سينمايی بوده و آثار بی خاصيتی اند که تنها به دلايل سياسی و به خاطر توسعه منافع سياسی و اقتصادی دولت فرانسه در ايران مطرح شده‌اند.
حال چگونه است که مسئولان سينمايی ايران خود نيز به همان تئوری ای متوسل شده‌اند که روزی عليه آنها به کار رفته است. تئوری ای که در خارج از کشور فيلم‌های برگزيده ايرانی را آثار سفارشی و تبليغاتی رژيم جمهوری اسلامی دانسته و در داخل کشور به عنوان فيلم‌هايی جشنواره پسند که تصوير سياهی از ايران را به غرب نشان می‌دهد و صرفا برای خوشامد غربی‌ها ساخته می‌شود، در نظر گرفته می‌شود.

جشنواره کن و تئوری توطئه سينمای ايران ،‌قسمتی از نوشته پرویز جاهد


Friday, April 27, 2007

مراجع چماق دار هنری

در فقدان نهادهای فرهنگی هنری نقش اشخاص «معتبر» یا همان «بزرگان» و «اساتید» تعیین ­کننده­ تر و مؤثرتر از آن­چه باید باشد، گشته و اعتبار و مقبولیت اجتماعی اثر هنری به تمایلات و سلیقه ­های آنان مشروط می­شود.

تا آن­جایی که به مناسبات مافیایی غالب در جماعت فرهنگی مربوط می­شود، تردیدی ندارم که «اساتید» یادشده درصورتی که عزمی اجتماعی برای ایجاد نهادهای فرهنگی به وجود بیاید، اولین کسانی خواهند بود که علیه آن به مبارزه برخاسته و چنین تلاشی را در نطفه خفه کنند

در صورت شکل ­گیری نهادها، قدرت و منافع و اعتبار اجتماعی آن­ها یا تضعیف و محدود می­شود یا به کل از بین می­رود. به همین خاطر شخصا یاوه ­گویی­های آنان در باره دمکراسی، سکولاریسم، تحزب، مدرنیته، عقل­گرایی و ... را، تا وقتی که خلاق آن ثابت نشده باشد، یک­سره حرف مفت می­دانم و به آن هیچ اعتمادی ندارم.

یکی دیگر از اثرات سوء فقدان یک نهاد هنری سالم، تبدیل نهادها و اشخاص معتبر و صاحب­نام غربی به کانون­های تعیین ارزش هنری است که به ابزاری برای دوختن دهان افراد معترض به مناسبات مافیایی و هرزه حاکم بر جماعت هنری «ما» تبدیل شده است.


به من انتقاد می­کنند که به کیارستمی و ... «گیر» داده­ام و او را می­کوبم. حال آن­که کوبندگان واقعی کسی نیست جز خود همین «بزرگان» و پیروان مؤمن و متعصب آن­ها، و کوبیده­ شده ­های واقعی صدها و یا هزارها هنرمند جوانی هستند که هم خود و هم حاصل خلاقیت­شان به خاطر دارا بودن دید، سلیقه و شخصیت مستقل، به خاطر پرهیز از تملق و چاپلوسی «بزرگان»، به خاطر نداشتن ارتباط با باندهای رفیق باز هنری، در تنهایی خود نیست و نابود می­شوند و نام آن­ها هیچ­گاه در پرونده جنایی مراجع چماق­دار هنری درج نمی­گردد.
متن کامل در وبلاگ 4 دیواری
نوشته مانی ب

Monday, April 02, 2007

مجسمه 'شکلاتی' عیسی مسیح و اعتراض برخی گروه های کاتولیک


بیل دونهو، رئیس 'مجمع کاتولیک' نمایش این مجسمه را یکی از بدترین هجمه های تاریخ به حساسیت های مسیحی نامیده است. گالری هنری در نیویورک نمایش این مجسمه برهنه از عیسی مسیح که از جنس شکلات است را لغو کرد. متن کامل خبر

Saturday, March 31, 2007

اشيای سوررئال: سوررئالیسم و طراحی


مکتب سورئاليسم در پی از هم پاشيدگی دادائيسم و توسط هنرمندان اين نهضت در اواسط دهه 1920 پدیدار شد و تدريجا به عنوان مهمترين جنبش هنری قرن بيستم مطرح شد. با انتشار مانيفست سوررئاليسم که در سال 1924 توسط آندره برتون، شاعر و نویسنده فرانسوی در پاريس منتشر شد در واقع يکی از مهمترين مکتبهای هنری تاریخ متولد شد که تاثیرش همچنان بر هنر مدرن مشهود است. تصاویر و توضیحات


Thursday, March 22, 2007

سبزه نوروز به روایت یک هنرمند

Amir ali ghasemiامیر علی قاسمی گرافیست و عکاس است . سبزه نوروزی اش را که کارت تبریک سال نو هم هست دوستی با ای میل فرستاد. سبزیجات بسته بندی شده دکتر بیژن توی بازار تهران رواج پیدا کرده و هر سوپر مارکتی دارد . ایده از آن جا آمده ظاهرا.
روی تصویر کلیک شود بزرگ تر دیده می شود

Monday, March 12, 2007

ماتيس و مدل‌هايش

نويسنده‌ي بيوگرافي جديد هنرمند چنين استدلال مي‌كند كه زناني كه توسط هنرمند نقاشي مي‌شدند همكاراني تمام عيار در روند كار خلاقه‌ي او بوده‌اند
نوشته‌ي هيلاري اسپرلينگ
ترجمه: سياوش روشندل
متن کامل

Monday, March 05, 2007

سانسور در ایران

كتاب "به دنبال محمد" درباره زندگي حضرت محمد (ص) است , "محمد حسيني" بر اساس سند و مدرك معتبر اين كتاب را به رشته تحرير درآورده است، اما هنوز پس از يك سال همچنان در انتظار مجوز است . محمد حسيني : می گویند چرا به اين نكته پرداخته اي كه پيش از نبوت اعراب سخن آور و اهل شعر بوده اند. اين موارد را با اينكه با سند و مدرك بود، برطرف كرديم. اما دوباره ايراداتي در بخش دانشنامه اي كه چرا به اين موضوع پرداخته اي كه حكومت امروز عربستان وابسته به نفت است و ساختار سياسي آن پادشاهي است و يا نام حيواناتي كه در عربستان زندگي مي كنند، ميوه هاي كشور عربستان كه خرما و ميوزا است را بايد از كتاب حذف كنيد... متن کامل خبر در خبرگزاری ایلنا

سانسور تصویرگری‌های کتاب کودک از زبان تصویرگر کتاب

بيش از هشت ماه است كه كتاب «زن در قرآن» در دست بررسي است
نویسنده کتاب: كتاب همه‌اش مستند است و براي تاليفش به كتاب‌هاي درجه‌ي يك اسلامي رجوع كرده‌ام و مطالب آن حرف من نيست، خداي نكرده چيزي هم برخلاف اسلام ندارد

مرگ اسپهبد و سینکی و وضعیت هنرمندان در ایران

داود گنجه ای موسیقیدان ونوازنده کمانچه، در مراسم تشییع منصور سینکی نوازنده تار: آقای وزیر، آقایی که نماینده هنرمندان در کمیسیون فرهنگی مجلس هستید چه کسی جوابگوی فشارهای روحی و عاطفی هنرمندان از جنبه های مادی و معنوی است ؟ تا کی باید شاهد غصه خوردن و در نهایت سکته کردن دوستانمان باشیم؟ ( از خبرگزاری مهر)

معنای اجتماعی ــ فرهنگی انزوای علیرضا اسپهبد ، عنوان نوشته فرج سرکوهی در رادیو فردا
در این نوشته از قول مهدی حسينی، رييس دانشکده هنرهای کاربردی دانشگاه هنر آمده : انزوای اسپهبد و ارتباط کم او با مجامع هنری نوعی اعتراض بود.
متن کامل

غلامحسین نامی: او انساني درونگرا بود كه نگاهي تلخ نه، ولي گزنده به دنيا داشت و تيزي‌ها و نابساماني‌ها را بيشتر مي‌ديد و رنج مي‌برد كه همين، شخصيت متفاوتي از او ساخته بود... روايت احصايي، نامي، دولت‌آبادي و ...، از عليرضا اسپهبد

علیرضا اسپهبد به قتل رسید سال‌ها پیش به‌قتل رسید از همان هنگام که کتاب جمعه و مفید و آدینه به قتل رسیدند، از همان هنگام که به انزوا کشیده شده و چون ماهی بر شن‌زار از مردمی که دوستشان می‌داشت و برای آن‌ها نقش بر بوم می‌نهاد گرفته شد... متن کامل